مشکل جدید من
ساعت ۱۱:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٦/۱٩   کلمات کلیدی:

http://behzadbashu.com/pic/Sarmayeh-2007-12-02.jpg

سلام دوستان .رفقا.هم وبلاکیها

این که میخوام براتون تعریف کنم شاید مشکل نباشه

شاید یه موضوع خنده دار باشه

موضوع از این قراره که همکار من رفت و من مدتها تنهایی اینجا کار کردم بعد از یه ماه دیدم حسابی داره  سخت میگذره تقاضا کردم یه همکار بیارن هر کسی که معرفی میکردن یا جدید بود و بی تجربه یا اینکه بدرد کار نمیخورد خلاصه اینکه مجبور شدم خودم پیشنهاد بدم کسی رو بیارن که قبلا" کلی پیش خودم قول داده بودم که اگر پیشنهاد دادن محکم بگم نه چون قبلا" بارها با  هم دعوامون شده بود و کلا" خصوصیاتمون خیلی با هم جور نیست و همینطورم اخلاقمون و حتی برخوردها و نظراتمون.. 

اما از بازی روزگار وضعیت طوری شد که خودم رفتم با درخواست خودم همون کارمندی رو تقاضا دادم که یه روزی میگفتم این آخرین آدمیه که من بخوام هم اتاقیم بشه . خدا همیشه وضعیت رو طوری قرار میده که آدم خودش تعجب میکنه که چرا اوضاع اونی نمیشه که فکرشو کردی

جالب اینجاست که همه با این کار مخالف بودن میگفتن اشتباه نکن  شما اصلا" با هم نمیسازین

حالا باید صبر کرد و دید آیا با این آدم جور میشم یا نه آیا اوضاع وخیم تر میشه و ما حسابی با هم قاطی میکنیم یا اینکه اینم یه روزی برخلاف تصورات من میشه دوست جون جونی؟؟؟؟

فقط خدا میدونه