تقدیم به توپولوها
ساعت ٩:۳٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/٢۸   کلمات کلیدی:

http://www.cdkamand.com/userfiles/image/ist2_3871633_thanksgiving_d.jpg

سلام به بامعرفتهایی که به این وبلاک سرمیزنن

سلام به با معرفتهایی که برای این وبلاک پیام میزارن

نمیدونم قبلا" بهتون گفته بودم یانه. من از اونهایی هستم که از وقتی خودم رو شناختم دفتر خاطرات داشتم که البته اوایل ١٠٠جاپنهانش میکردم مبادا کسی پیداش کنه و بخونه اما الان مثل همین وبلاک همه جا آواره اس و در دسترس همه هست . مطلبی که تو همه دفتر خاطراتهای من از ابتدا تا حالا مکررا" مطرح شده انواع و اقسام رژیمها و کم کردن و تنظیم وزن بوده

یادمه یه سالی دیدم همسایه بالاییمون کم کم مثل شمع آب میشه یه دفعه ذوق کردم که آره راهشو پیدا کردم یه روز عصر شال و کلاه کردم  رفتم خونشون و ملتمسانه بهش گفتم رمز و راز لاغریت چیه ؟ اونم که آخر معرفت بود گفت بیا یه مشاور پیدا کردم توپ توپ با دستوراتش میرسی به اون چیزی که میخوای خلاصه اینکه با همشیریه مکرمه که اونم بدش نمیومد تبدیل بشه به  چوب ؟؟ راهی دفتر مشاور شدیم مشاور گفت شما که خوبید زیاد طول نمیکشه که مطلوب بشید و منهم که همه راهها رو امتحان کرده بودم با ناباوری رژیم رو گرفتم و انصافا" ظرف کمتر از ۶ ماه رسیدم به اونی که میخواستم ؟؟؟

شدم ستاره تو محل کار و خونه و آشنا دیگه از در و دیوار می آمدند که باهام مشاوره کنند که چیکار کردی بابا ایول منم در نهایت ذوق و شوق ١٠٠ تا کپی گرفتم از برگه های رژیمم و در طبق اخلاص گذاشتم وبه همه دوستانم ساعتها توضیح میدادم که چیکار کنید زودتر به آمال وآرزوتون برسید.

و این میون کافی بود یکی بگه نه من نمیتونم و ساز مخالف کوک کنه اونوقت بود که من در حالیکه  چندبار سرتکون میدادم نوچ نوچ کنان میگفتم اصلا" نگو نمیشه که من باور نمیکنم یه کم اراده میخواد و یه جو غیرت کار تمومه و تو دلم میگفتم عجب آدمهای بی اراده ایی؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اما از اون جا که هر وقت من زیادی به خودم غره شدم خدا صاف زده پس کله ام در اوج ناباوری بلایی سرم اومد که بخاطر یه مشکل دردناک و غمگین کننده کم کم بدون اینکه خودم متوجه باشم دوباره بعد از مدت نه چندان کوتاهی دوباره همونی شدم که بودم  ...

حالا هرچی میخوام به خودم ثابت کنم که فقط یه ذره اراده میخواد و یه کمی غیرت گریهنمیشه که نمیشه .......