خرافات
ساعت ٢:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/٢٩   کلمات کلیدی:

http://www.mamarocks.com/fantasy16.jpg

ای زندگی تن و روانم همه تو

جانی و دلی ،وین دل و جانم همه تو

تو هستی من شدی در آنی همه من

من نیست شدم در تو ،از آنم همه تو

تا حالا شده که اوضاع کارهاتون جوری بشه که حس کنید خرافاتی شدید؟ خرافات نه به اون معنی که بگید اگر این کارو بکنم مهمون میاد یا اگر اون کارو بکنم هوا بارونی میشه یا اگر اینطوری بشه دعوامیشه ،نه

شب تاسوعا با دوستم رفتم خرید من قصد خرید نداشتم اما چشمم یه چیزی رو گرفت و خواستم  بخرم به دلایلی هرکاری که کردم اون روز نشد بخرمش برام جالب بود قصد کردم هرطور شده برای اثبات همین موضوع و با اینکه خیلی هم مهم نبود بخرمش ولی خدائیش هر کاری کردم نشد طوریکه تصورم این بود که هرگز اونو صاحب نخواهم شد.

اما هفته بعدش وقتی عاشورا و تاسوعا تموم شد رفتم سراغش و خریدم ولی فکرم درگیر شد که چرا من اون روز نتونستم جنس مورد نظرم رو بخرم آیا بخاطر ایام عزا بود و خواست خدا بر این بود که من اون روز از خریدن چیزی جدید و نو خوشحال نشم؟ نمیدونم

بعدش وقتی عاشورا تموم شد من مطلب "سهم من" رو تهیه کردم .اگر قسمت بالای اون رو خونده باشید در مورد سهم بعضی ها از عاشورا نوشتم  و اینکه بعضی ها سهم پیش و پا افتاده ایی از این ایام میبرند  باز هم هر کاری کردم این مطلب پست نشد خیلی تلاش کردم حتی تصور کردم پرشین بلاک مشکل داره اما دوستم گفت مشکل از پرشین بلاک نیست .. بنابراین سعی کردم مطلب بعدیش را ارسال کنم اما تو دلم به این خرافات عقیده پیدا کردم که  نباید اون موضوع رو  مینوشتم و بقولی، خدا رضایت از این مطلب من نداره ؟؟

بعضی اوقات حوادث طوری اتفاق می افته که در ذهن آدم شک ایجاد میکنه و این شک کم کم به خرافات مبدل میشه اما بعضی اوقات هر اتفاقی در بطنش درسی وجود داره و تذکراتی که انسان رو متوجه اون نکته بکنه

نمیدونم این موضوعات صحت داره یا نه و یا آیا فقط صرفا" اتفاقی پیش میاد و نباید بهش فکر کرد و توجه کرد.

این پستم شد مثل کلید اسرار ... بنظر شما حقیقت چیه؟؟