سفرنامه اصفهان 2
ساعت ۱٠:٤٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٢۳   کلمات کلیدی:

http://aftab.ir/e_card/photos/IAC05043.jpg

با پیشنهاد دوستان رفتیم کلیسای وانک که البته روبروی رستوران خان گستر بود گفتیم اول بریم سراغ تاریخ جات ؟؟بعد بریم سراغ ناهار جات؟؟بغل

نفری هزار چوب ( تومان) ورودی کلیسا بود اول رفتیم جایی که در واقع محراب کلیسا بود و توی در و دیوارش همونطور که در بالا مشاهده میکنید پر بود از نقش و نگار های زیبا و البته غیر اسلامی ( بی حجاب ) یه راهنما داشت که پسرک جوانی بود و داشت بنده خدا تعریف میکرد که اینا چیه و قدمتشون چطوریه ..از جایی که ملت ما عاشق دید زدن بدحجابی هستن از دیدن تصاویر محراب سیر نمیشدن بنابراین پسرک راهنما اعلام کرد حضار گرامی: موزه کلیسا هم هست که باید وقت دیدن اون رو هم داشته باشید و چون تا نیم ساعت دیگه کلیسا تعطیله لطف کنید سریعتر این قسمت رو تمام کنید و تشریف ببرید موزه رو هم بازدید بفرمائید.. که ییهو خانمی سانتی مانتال پرید بیخ گردن راهنما و گفت چییییی ؟؟ هزار تومن از ما گرفتید میخواهید تعطیل کنید این یعنی چی ؟؟ من اینجا رو که هیچی تمام گوشه کنار کلیسا رو تا نبینم تکون نمیخورم عصبانی

راهنمااسترسکه لپهاش شده بود عینهو لبو گفت : من برای خودتون گفتم آخه تا نیم ساعت دیگه کلیسا بسته میشه....بعدش هم به مقصد نامعلوم خودشو گم و گور کرد و از ترس خانوم سانتی مانتال دیگه سکوت اختیار کرد...

اما در عوض ما سریعا" رفتیم ببینیم توی موزه چه خبره که دیدیم همش کتابهای قدیمی و عصای اسقف خان گرام و صد البته تعدادی هم مدالهای مختلف درنهایت دقت چیده شده ...بعد دیدیم بهتره به زبون خوش خودمون بریم سراغ رستوران چون علاوه بر اتمام ساعت بازدید ساعت معده هامون حسابی در حال نواختن ناقوس بود

رفتیم خان گستر.....سبزباز به اصرار من ....با نهایت پرستیژ نشستیم تا گارسون محترم بیاد .. اومد و گفتیم خوب عمو جان اینجا چه خبره گفت به تعداد غذاتون میتونید اردو بخورید که البته اگر نخورید هم ایرادی نداره ما هم مثل بچه مثبت ها رفتیم سه نفری در حد مثبت ها سالاد و این چیزها رو آوردیم و بعدش هم غذاهامونو که اومده بود خوردیم . تا اینجاش خوب بود اما نگو این پیش بند سفیدها که عینک زدن و آدمها رو هی چک میکنن دارن سرشماری میکنن که چه کسی  چه چیزی استفاده میکنه حتی مقدار نمک و فلفل هم گزارش شد وقتی صورتحساب اومد اینطوری نگاه هم کردیم متفکر

آخه غذا 3 تا حساب کرده بود ولی  اردو رو  4 تا در حالیکه ما حتی اندازه 2 نفر هم اردو نخورده بودیم .. بازم همراهام اینطوری نگاهم کردنیول

از دست این اصفهانیها ...

تازه میترسیدیم حرف بزنیم بگن ..چی اس خوب اردوس ازتون پول استدم تا حالتون جا بیاد دیگه خیلی مثبت نباشید مثل قوم مغول حمله کنید به میز اردو ..حالا حالتون خوشس؟؟؟؟؟

یه موضوع جالبتر بهتون بگم که اجداد خود من اصفهانی هستنقهقهه

حالا شما جای همراهان من بودید دیگه با من سفر میرفتید؟؟؟ابرو

جواب شما باعث جلب رضایت ماستنگران