دنیای من

به این فکر کردم که چه عروس بد اقبالی بودم

با این فکر خیلی راحت اشکم چکیده شد انگار نوحه میخوندن تو دلم

هنوز سالگرد ازدواجم هم نرسیده که دنیایم سیاه و کدر و تاریک شده

و خیلی خسته تر از اوننم که فکر کنم شادی هم میتونه نصیب من بشه

چه فایده داره دلتنگ این صفحات و نوشته هام شدن ..دلم همینطوری هم تنگه و خسته ام

حتی خنده هام زود به سردی و تیره گی تبدیل میشه  گاهی که فکر میکنم میتونم بخندم میبینم به خودم دروغ گفتم اونم سیاه و تاریکه

سکته مغزی مامانم رفته رفته بدتر میشه

بقول فروغ آنقدر مرده ام که دیگر هیچ چیز مرگم را ثابت نمیکند

دوستام خیلی دعام میکنن ..حسش میکنم ... اما فایده نداره دلی که شکست دیگه شکسته

به عروسمون که برام مثل دشمن بوده و نه دوست

گفتم خیر از هیچی ندیدم نه عروسیم نه جوانیم ...گفتم بزارم اون اقلا دلش خنک بشه

 

 

/ 6 نظر / 34 بازدید
ستاره

[ناراحت][ناراحت][ناراحت][ناراحت]......ستاره، اصلا نمی دونم چی بگم دوستم......

بهمن

سلام به خواهر خوبم ما که در بهترین جاها دعاگو هستیم انشاالله که بزودی روزهای خوش زندگی هم خودش رو بشما نشون بده

آزی

عزیزم امیدوارم مامانت زودتر خوب بشه ناراحت نباش چرا اینقدر گرفته ای؟؟؟

محمدرضا احدی

شب جمشید و جامش؛ شب بوسه به خاکش؛ شب حافظ و سعدی؛ شب پارسی و مادی؛ شب آخر آذر؛ شب پاک و منور؛ شب آرش و آتش؛ شب مهر و سیاوش؛ شب پاک اهوراست؛ شب مژده و یلداست؛ دوست عزیزم یلدایت مبارک...[گل]

عمه

سلام...اومدم بگم 18 یادت نره .من میام تونیزبیا [لبخند][لبخند]زندگی همینه تلاش تلاش اشک لبخندشوق امید حسرت ایناکل زندگی همه است..دعاگوهستم

عمه

سلام.تولدت مبارک 18 دیماه سالگرتولد فرشته وشی بنام ستاره هست .ستاره عزیزتولدت مبارک انشالله درسال پیش رو ارامش بخانه ی دلت ساکن گردد.