انتخاب من 2

و اما سوالی که میخواستم مطرح کنم و ازتون جواب بگیرم اینه...

اما قبلش ازتون عذر میخوام میدونم که خوندن این مطلب اذیتتون میکنه و شاید از من برنجید اما خواهش میکنم جواب بدید اخه برام خیلی مهمه . سعی میکنم با مطلب بعدی از دلتون در بیارم .

همیشه وقتی حرف مرگ و تموم شدن این دنیا برام مطرح میشد به مراحل رفتنم و جدا شدنم از این دنیا فکر میکردم .

اول اینکه آرزومه حتی به بیمارستان نرسم و مزاحم هیچ کسی نشم که البته تصور میکنم این آرزوی همه آدمهاس . دلم میخواد تو خواب بمیرم .

دوم اینکه خیلی برام مهم نیست مراسمم عالی و دهن پرکن باشه . نمیدونم توی عالم مرده ها چطوریه اما حس الانم اینه ، حتی اگر طی مراسم کوتاهی توسط نزدیکانم بخصوص شوهرم خاک بشم برام کافیه

سوم اینکه همیشه به این فکر میکردم چقدر خوبه اینایی که به واسطه مذهب و آئین شون سوزانده میشن یا مومیایی میشن یا مدلی غیر از مدل ما جسدشون  درواقع ازبین میره  من خاک شدن در قعر دل سنگها و لحد را اصلا دوست ندارم راستش حس بدی دارم .شاید این از بی اطلاعی من باشه شاید مدل خاک شدن از همه مدلها بهتر باشه بخصوص که دین ما دین برتر هست و یقینا" مدلی که برای امواتش پیشنهاد کرده باید بهترین روش باشه . من به این موضوع اعتماد دارم اما باز هم چون آدمیزاد ممکن الخطاس و امکان داره که مردن هر جسد واقعی نباشه و اون زیر خاک دوباره احیا بشه همیشه از این قضیه میترسم که نکنه اشتباهی بشه و روح من دوباره زیر خاک ، جسمم رو زنده نگه داره بنابراین همیشه دوست دارم به خاک سپرده نشم و جسدم سوزانده و خاکسترش به دریا سپرده بشه . گاهی فکر میکنم که حتی سوزاندن هم تمام این فشار ها رو بر اموات متحمل بشه اما بازم از این نوع رفتن میترسم .

همیشه بخاطر لجظه ی مردنم از اینکه زنده هستم و خدا بهم روح بخشیده ناراحتم و ناراضی .

نظر شما چیه . بنظر شما کدوم نوع برای جسم و روح بهتره .

با سوزاندن و به غبار تبدیل شدن موافقید .

 

/ 8 نظر / 14 بازدید
بهمن

سلام به خواهر خوبم من فکر می کنم آدم به بعضی چیزها نباید فکر کنه و یقیینا در احکام دین ؛ مصالح بزرگی هست که منافعش به خود آدمها میرسه البته در باره علت دفن شدن ، روایت هم داریم ولی بنظر من اگر آدم دفن بشه معمولا بستگان میت بیادش خواهند بود و سر قبرش حاضر خواهند شد و یقیینا براش فاتحه ای می خونند یا خیراتی می کنند که می تونه در روزهائیکه واقعا دست آدم از دنیا کوتاه هستش ؛ بفریادش برسند ولی اگر بدن میت سوازنده بشه معمولا بعد از مدت کوتاهی یادش از ذهن ها پاک میشه من دوست دارم دفن بشم ولی دوست ندارم قبر تجملاتی داشته باشم [لبخند] انشاالله همه ما عاقبت بخیر بشیم [گل][گل][لبخند]

یک دوست

سلام . خیلی جات خالیه . امیدوارم دلت شاد و لبت خندان باشه

یک دوست

سلام . خیلی جات خالیه . امیدوارم دلت شاد و لبت خندان باشه

ستاره

سلام نفسی..خوبی؟:-*..وای موهای تنم سیخ شد دختر...چقدر ذهن من وتو شبیه همه...منم همیشه ب همین چیزا فک میکنم ومیترسم...نمیدونم ولی احساس میکنم خودمرگ برام ترسی نداره ولی توی خاک رفتن برام ترسناک باشه....ی حس تنهایی وحشتناکی تموم وجودمو میگیره....ولی بازم دوس دارم تموم شه همه چی....

آزی

خوشبختی هایم را با عجله در سر نوشتم نوشته بودند.......... بد خط بود...!!!!!!! روزگار نتوانست آنها را بخواند....... دوست عزیزم بعد چند ماه آپ کردم خوشحال میشم بهم سر بزنی

امین

سلام[گل] از آدمها بگذر! دلت را بزرگتر کن..... ناراحت این نباش که جرا جاده ی رفاقت با تو همیشه یکطرفه است.... شادباش که جیزی کم نگذاشته ای... وبدهکارخودت،رفاقتت وحتی خدایت نیستی... وجدانت که آسوده باشد کفایت می کند... بازگشتم و خوشحالم وامیدوار به تداوم حضور در کنار دوستان

ستاره

ایندفعه مثل اینکه تو نیسی دختر:(:-*

آزی

پنجره ها کلافه اند از سنگینی نگاه منتظرم...... اگر نمیایی اینقدر پنجره ها را زجر ندهم!!!!!!!!!!!!!!! چشمانم به جهنم........... آپم خوشحال میشم بهم سر بزنی