غواصی

یه زمانی وقتی بابام تو انتخاب کانالهای تلویزیون به بخش زندگی حیوانات علاقه نشون میداد پیش خودم میگفتم : وااااااا آخه این دیگه دیدن داره ؟؟؟

اما دیروز نه تنها خودم همین کارو کردم بلکه رفته بودم توی متن قضیه تا حدی که خودم رو جای اون فیلم بردار تصور کردم.

البته فیلمبردار در واقع غواصی بود که داشت توی اعماق آب با انواع و اقسام دلفینها و ماهیهای رنگارنگ عکس یادگاری مینداخت و آنچنان دستش رو انداخته بود گردن یه ماهی غول پیکر که انگار رفیق چندین و چند ساله هستن .

بعد بخودم گفتم کاش میشد منم غواص بودم و میتونستم ساعتها توی عمق آب شفاف اقیانوسها واسه خودم اینهمه رنگ و تنوع موجودات خدایی رو زنده و از نزدیک لمس کنم بعدش گفتم عجب موضوع باحالیه برای وبلاکم چشمک

وقتی راوی که همون جناب غواص بود اشاره کرد به این موضوع که بعضی از این ماهیها گوشت خوارن و سمی.. و خطرات آنچنانی ادم رو تهدید میکنه بطوریکه اگر اشتباهی متوجه جای پاتون نشید و بزارید درست روی کله جناب ماهی سمی در یک چشم بهم زدن عمر عزیزتون رو ازدست میدید

قیافم اینطوری شداسترسآخه جون عزیزم در حد اصحاب کهفسوال

اما آرزوی غواصی هم اضافه شد به آرزوهای بی پایان زندگیمقلب

این روزها مشغله ام زیاده بعدا باید بیام براتون حسابی تعریف کنم امروز هم زیاد سرحال نبودم  اما به شماها که میرسم جدیدا" طبع طنزم عود میکنه...

سعی میکنم زود آپ کنم اما قول نمیدم آخه میدونید که مهمم در حد المپیک

 

/ 0 نظر / 18 بازدید