عید دوست داشتنی

همیشه تولد امام زمان برام جالب و جذاب بود

یه جور دیگه بود ، یه طور خاص

یادش بخیر:  قدیما .. وقتی نزدیک به این عید میشد  مغازه ها صندلی و میز میچیدن و رو میزها کلی میوه و شیرینی میذاشتن و همه مهمان بودند ..مهمان عزیزی که خودش نبود اما پذیرای مهمانانش بود

چقدر خوش میگذشت

من و آبجی کوچیکه لباسای پلو خوریمونو میپوشیدیم و تنهایی میرفتیم دیدن چراغونیها و خوراکیهای روی میز.. با اون رومیزیهای ساده و قشنگ

از یه طرف احساس بزرگی و استقلال داشتیم که خودمون رفتیم مهمونی و از طرف دیگه خوراکیهای رنگارنگ و یه مهمون بازی حقیقی دلهامونو شاد میکرد و همین باعث شده خاطرات این عید برای من عمیق و موندنی باشه..

بعد که سنم بالاتر رفت دلم میخواست تولدم با این جشن همزمان بشه تا بازم باعث افتخار و سربلندیم بشه

شاید بچه گانه است اما بچه ها خاطراتشون رو رنگی تر ثبت میکنن

هرچند که الان تبدیل شده به یه عشق بزرگ ..یه تپش صمیمانه به یاد و اسم امامی که مدتها مال خودم میدونستم . همیشه برام اولین امامم و آخرین امامم هرکدام جداگانه حس خاصی داشتن . هر کدام رو به یه دلیل و ارتباط روحی خاص دوست دارم

و امیدوارم روزی بتونم ببینمشون و ملاقاتشون کنم.

خلاصه اینکه عیدتون مبارک .

امیدوارم 15 شعبان امسال اتفاقات خوبی براتون بدنبال داشته باشه طوریکه تا همیشه براتون یادگاری بمونه.

 

/ 4 نظر / 22 بازدید
saba

منم امیدوارم برا همه اتفاقات فوق العاده ای بیفته

ستاره

روز بزرگیه، مبارک باشه یرات دوست خوبم

عمه

•غزل طایر قدسی ازحافظ دارم امید که نور بصرم باز آید آنکه غایب شده است از نظرم باز آید گرمیِ دل خنکای جگرم باز آید اگر آن طایر قدسی ز درم باز آید عمر بگذشته به پیرانه سرم باز آید چار تکبیر به محراب عبادت بزنم ... میلادمبارک

مامان میترا

[بغل]سلام عیدت مبارک قربونت برم منم آرزو دارم که توی زمانی که امام زمان عزیزمون ظهور می کنه زندگی کنم و اون دنیای قشنگ رو هم ببینم ان شاالله . به منم خوش گذشت امسال یه جورایی متفاوت بود برام ان شاالله به امید ظهور آقاااااااااااااااا [ماچ][ماچ]