امروز یاد اون منتقد وبلاکم افتادم که میگفت : وقتی حرف ندارید چرا بیخودی وبلاک میزنید و حرفهای بیفایده میزنید و به این فکر کردم که انتقاد اغلب خوب و سازنده است . راست گفت هرچند که لحنش گزنده بود اما حقیقتا" وقتی حرف جالبی برای نوشتن نیست چرا وقت خود و دوستان را اشغال کنم .

اما اگر اسمش عادت است یا علاقه یا نیاز ؟؟؟نمیدانم ..وقتی وبلاکی را  شروع میکنی دوست نداری به ختمش فکر کنی و این موضوع شامل حال من هم شده است .

 ذهنم را میکاوم شاید به دست آورد جدیدی برسم و در موردش بنویسم

فکر میکنم روزمره گیهایم اسیرم کرده ..باور کنید هیچ چیز جالب و هیجان انگیزی نیست که بنویسم و فکر میکنم آیا بقیه هم اینطوری هستند؟

پله پله به افرادی فکر میکنم که شاید زندگیشان متنوع و جالب باشد

از ریز  به کلان این قضیه که فکر کنی به چه تنوع زیستی یا زندگانی میرسی

فکر میکنم اگر دغدغه ایی هم باشد یا قابل نگارش نیست یا  جذاب نیست  تا خواننده را از خواندنش راضی کند

نهایت آرزو ..یا ثروت است که به واسطه آن به عیش و نوش و گذران لحظه های زیبا میپردازی و رسیدن به آرزوهای دنیایی

یا رسیدن به یه عشق حقیقی است و وصال یار که آنهم اغلب به جاهای باریک و ناهنجار میرسد چون که انسانها در عشق هم کورکورانه  جلومیروند و آخرش معلوم نیست که به کجا میرسد

یا فکر کردن و وارد شدن به کارهای اجتماعی و پست های حساس و خاص که ایجاد قدرت و پرستیژ و شخصیت اجتماعی میشود که آنهم اینقدر حاشیه دارد و راه و بیراه دارد که حتی از پیگیریهایش خسته میشوی

روزمره هایم نه عشق آنچنان سوزانی دارد که بیایم و آه بکشم که حتی بخواهم به عاقبتش چشم بدوزم و نه شخصیت اجتماعی خاصی دارد که به مسائل و مصائبش فکر کنم و نه آنقدر مالدار و ثروتمندم که به جزایر قناری و هاوایی و خوشگذارنیهایش دلخوش باشم .

پس چی؟  یعنی بقول منتقدم  وبلاک ننویسم ؟؟؟

/ 3 نظر / 11 بازدید
بهمن

سلام بخواهر مهربانم نوشته شما درست ، ولی همه اینها ، دلیل بر ننوشتن نمیشه منم خیلی وقتا تصمیم میگیرم وبلاگ نویسی رو کلا تعطیل کنم لا اقل شخصی نویسی رو کنار بذارم و وارد مقولات اجتماعی و سیاسی و دینی و .......بشم ولی این احتمال رو میدم که شاید دو نفر یا سه نفر منتظر خوندن نوشته هام باشم هر چند ممکنه چیز مهمی نوشته نشه ولی احساس میکنم بودن وبلاگ شاید از نبودنش بهتر باشه پس شما هم، در هر موضوعی که دوست دارید بنویسید ، حتما بنویسید چون بودن این وبلاگ لا اقل برای من مهمه شاد و موفق و سلامت باشید [لبخند][گل][گل]

ابراهیم ... آفتاب جماران

سلام ممنون از احوالپرسی و دعوت هم انتقادش خوب و بجاس هم نه درسته از این باب که اهل دل و تعقل کمتر حرف میزنن نادرسته چون باید ارتباط بگیرید و ناگزیرید از نوشتن و چون بعضیا دارن با خزعبلات خودشون ذهن جوونا رو میترکونن ولی درست ترش اینه که: **باید خوب بنویسیم** ما توی نوشته های آبجی ستاره مون چیز بدی پیدا نکردیم همین تحیر نوشتن و همین دغدغه ی نوشتن ممدوحه البته بهرت از من میدونید که باید به خیر ختم بشه مثل آشتی دو تا بنده ی خدا. یا آشتی بنده با خدا

بهمن

البته این مهم بودن بخاطر اینه که شما اولین خواننده وبلاگم بودید و هنوزم این افتخار نصیب حقیر هستش که خواننده وبلاگم هستید