امروز ستاره

به این فکر کردم که کاش هر روز بیام اینجا و بنویسم

از خودم و فکرهام و روزهام و آرزوهام

نمیدونم میشه یانه  ’ نمیدونم اصلا" میتونم یا نه ..باید امتحان کرد

این روزها سعی میکنم فقط به روبرو نگاه کنم . گذشته یا آینده رو رها کنم و فقط به روز باشم ...خسته ام و گاهی  حس میکنم نمیتونم مسئولیتهای روزانه ام رو پشت هم ردیف کنم ..گاهی از صمیم قلب آرزو میکنم کاش مدتی میتونستم برای خودم باشم و هیچکسی بهم کاری نداشته باشه .

مجبور نشم هر روز با عجله سوار سرویس بشم مجبور نشم هر روز بیام سرکار و هر دقیقه به کارهام فکر کنم .........عجیب دوست دارم مدتی با خودم خلوت کنم ولی اسیر چرخه حیات شدم ؛ زندگیم شده باید ..باید..باید

و من ، زن بایدی نیستم

راستی حس میکنم توی مطلب قبلیم نسبت به خالقم یه ناشکری کردم

انتهای گفته ام :  هر چند که خالقم خودش میدونم حرفم به شوخی بود، مثل مطلبم که کلش مزاح بود ؛ گفتم چه کرده بودم که نصیبم این شد .

و این در حالیست که الان میدونم خیلی امکانات خوبی هم در حقمون عطاکرده است.

دلم یه تحول شیرین میخواد ...میخوام از این گردونه ایی که توش گیر کردم و همه اش یکسره شده مشغله ذهنی و زندگی آسوده بشم اما میدونم که نمیشه

/ 6 نظر / 7 بازدید
روشن ترین نور

سلام تو چقدر فعال شدی ؟؟چن تا پست ازت عقب افتادم..خوبی؟؟ پس اگر جای من بودی چه میکردی خواهر؟اصلا یادم رفته چه شکلی ام؟؟اینقدر دوست دارم هیچکاری نداشته باشم و بشینم یه گوشه و فقط فکر کنم اونم در سکوت..و یا اینکه از هزاران کار عقب افتاده و انجام نداده و به بن بست رسیده یه گره باز کنم ..آخ!! امیدوارم خدا همیشه پشت و پناهت باشه عزیزم

روشن ترین نور

پست قبلی ت هم مایه های طنزت زیاد بود و خندیدم...مخصوصا اون بابای گوگولی.. توی همه مجتمع ها کم و بیش از این مشکلها هست و چه خوب که هرکاری میکنیم به فکر همسایه هامون هم باشیم..

بهمن

سلام بخواهر خوبم خسته نباشید بهر حال یه چیزهائی اجباریه حالا یا جبر روزگار و سرنوشته و یا جبری هستش که خودمون درست کردیم [لبخند] یه بار یکی از دوستان وبلاگی نوشته بود که من خونه خودم رو دوست ندارم ولی می خوام خونه تکونی کنم و محیطش رو برای خودم دلنشین کنم یعنی اگه نمی تونم خونه جدیدی بخرم لا اقل همون رو قابل تحمل کنم بنظر من میشه در هر کاری این تنوع رو ایجاد کرد بشرطیکه مثل من تنبل نباشی [لبخند] [لبخند] [لبخند][گل][گل]

باشو

سلام وقتی مینویسی غم وغصه ات برات بی اهمیت میشه بنویس اروم میشی.قربونت برم[گل]

زیبای نوظهور

[بغل]سلام می دونی چه جوری باید متحول شد باید هر روز رو برای خودت جدید و نو شروع کنی شاد باشی با دید مثبت نگاه کنی و صد البته هر چندوقت یه بار به سفر کوتاه بری تا روحیه ات تازه بشه ننه فدات شم من اینا رو به می گم گوش کن تاثیر داره [ماچ]

زری

سلام بعضی وقتها واقعا غرق زندگی روزمره میشیم و نمیتونیم از کارهای روزمره و قید وبندهای خودمون بیرون بیایم.بهتره هر از گاهی وقتی برای مسافرت و یا کارهایی که دوست داریم بذاریم.بهترین کار اینه که آرامشت رو حفظ کنی . موفق باشی