جودی آبوت

نامه بابا لنگ دراز به جودی 3459

 
نامه بابا لنگ دراز به جودی جودی کاملا با تو موافق هستم که عده ای از مردم هرگز زندگی نمیکنند و زندگی را یک مسابقه دو میدانند و میخواهند هر چه زودتر به هدفی که در افق دوردست است دست یابند و متوجه نمیشوند که انقدر خسته شده اند که شاید نتوانند به مقصد برسند و اگر هم برسند ناگهان خود را در پایان خط میبینند در حالی که نه به مسیرتوجه داشته اند و نه لذتی از ان برده اند.
دیر یا زود ادم پیر و خسته میشود در حالی که از اطراف خود غافل بوده هست انوقت دیگر رسیدن به ارزوها و اهداف هم برایش بی تفاوت میشود و فقط او میماند و یک خستگی بی لذت و فرسوده و زمانی که از دست رفته و به دست نخواهد امد.
جودی عزیزم درست است ما به اندازه ی خاطرات خوشی که از دیگران داریم انها را دوست داریم و به انها وابسته میشویم هر جه خاطرات خوشمان از شخصی بیشتر باشد علاقه و وابستگی ما بیشتر میشود پس هر کسی را بیشتر دوست داریم و میخواهیم که بیشتر دوستمان بدارد باید برایش خاطرات خوش زیادی بسازیم تا بتوانیم در دلش ثبت شویم.

/ 11 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آزاده

به به،میبینم بالاخره آپ کردی،بهم سر بزن[گل]

reza

هدف زندگی در همان مسیر است.[گل]

عمه

سلام.دخترباران وخواهرم :خانوم زائر باآقا بهمن کاردارندایمیل ایشون رامیخوان یاهمین نظروعمومی بذارید ایشون جواب بدن[گل][گل]

عمه

سلام.میدونی مثل فردا ،ممکنه برام پیش نیاد؟

روشن ترين نور

[قلب][گل][گل]

آزاده

ای بابا چه قدر دیر به دیر آپ میکنی دختر؟؟؟!!!!

مامان ميترا

[ماچ][بغل][بغل][بغل][بغل][بغل]عالیییییییییییییییییییی بود پس همش برات خاطرهههههههههه می سازم [ماچ][ماچ][گل]

مامان ميترا

الهی قربونت برم که هیچ کسی مثل تو نیست [دست][دست][دست][دست][هورا][هورا][هورا]

مامان ميترا

الهی قربونت برم که هیچ کسی مثل تو نیست [دست][دست][دست][دست][هورا][هورا][هورا]