آسیبهای 2

http://www.3jokes.com/gallery/d/30616-1/3Jokes_Love7+_10_.jpg

بنظر من : اصلی ترین آسیب در یک زندگی متاهلی این است که حضور همسران برای هم عادی شود. مهر و محبت اولیه جای خودش را به یک عادت روزمره بدهد و در واقع هیچ جذبه ایی در کار نباشد

این سرمنشاء بقیه مشکلات است . وقت این حس بوجود بیاید که زنت یا مرد زندگیت برایت روزمره شود و حتی دیدنش شوقی را ایجاد نکند مرحله بعدی این است که گذشت و احترام از بین میرود دیگر.. (او) نیست این (من) است که ظاهر میشود در ابتدا حس میکنی فردی که روزی مورد علاقه ات بوده  حضور دارد اما تو چشمی برای دیدنش نداری دیگر هیچ حرکتی هیچ ابراز علاقه ایی هیچ نگاهی باعث نمیشود که زندگیت حرارت داشته باشد و بعد...بهانه می اید... هر اتفاقی، هر حادثه ایی ،هر حرف و حدیثی تبدیل میشود به معضلی بزرگ که راه حلی ندارد جز جدایی...

آن را با عشق و مسائل دیگر زندگی متاهلی اشتباه نگیرید....

این به نوعی از سکه افتادن یک زن یا یک مرد در زندگی مشترک است

که همه جنبه های زندگی حتی خانواده دو طرف را تحت تاثیر قرار میدهد.

اگر میخواهید زندگی دائمی و همیشگی.. همراه با دنیایی از صفا و صمیمیت ،بدون خدشه با همسرتان داشته باشید ، سعی کنید حضورتان برای طرف مقابل مهم تر و گرمتر از روزهای اولی باشد که داشته اید.

هر لحظه یکدیگر را به خود وامگذارید و این به آن معنا نیست که مزاحم یکدیگر باشید

اجازه ندهید مدتها از همبستگی و پیوستگیتان بگذرد و بعد از آنکه همه چیز از بین رفت به فکر اصلاح وضع موجود بیافتید.

اینطوری میتوانید جایگاه مناسبی برای هر فرد خانواده بدون هیچ تعصبی در زندگیتان ایجاد کنید بدون اینکه بین شما و او فاصله ایجاد کند.

میتوانید یقین داشته باشید که همسرتان برای همیشه به شما تعلق دارد

و  با همراهی هم و یک مدیریت عاقلانه ، هر مشکلی را از پیش پا بردارید و اجازه ندهید که مسائل حاشیه ایی و یا حتی به ظاهر مهم  مثل امواج دریا هر لحظه شما را به سویی هدایت کند.

شما هادی امور باشید.و اجازه ندهید این شکاف و فاصله بین شما ایجاد شود.

اینطوری هرگز با هم غریبه نمیشوید و آنقدر سریع تمامی ابعاد فردی یکدیگر را میشناسید که میدانید چه چیزهایی شما را روزبروز بهم نزدیکتر و صمیمی تر میسازد

 

 

/ 15 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
افسون

ما از دورانی صحبت می کنیم که مثل بلور می مونه اسیب های زیادی دور این بلور هستند ، زمان های که توجه های بیش از اندازه حکم خاری می گیرند ،زمانی که گذشت و فداکاری حکم منت کشی به خود می گیره موقعی که سرگرمی زندگی بچه و ..میشود کم کم اسیب ها وارد زندگی میشه با کمترین محبت از طرف شخص سوم جرقه های اسیب زده میشه باید تو زندگی تنوع ایجاد کرد حتی این تنوع سخت باشد ،موقعی که محبت ها با پول می خواد جبران بشه دیگه سخت مشه شرایط ،به نظر من زیاد سخت گرفتن برمرد باعث اسیب میشه ولی بی توجهی بی اندازه مرد به زن هم بزرگترین اسیب یک زن میباشه

زیبای نوظهور

[بغل]سلام عزیزم واقعا با نظراتت موافقم منم فکر می کنم که ننه آدم باید خودش عاقل باشه البته اینا همش حرفه زندگی زیر یک سقف فرق می کنه و باید خیلی با احتیاط با همه چی برخورد کرد بهرحال مطالبت مثل همیشه جالب بود و آموزنده بازم ممنون [ماچ][بغل][گل]

آتنا

ستاره جان خیلی سخت میشه این مطالب رو در زندگی پیاده کرد. امیدوارم که بتونم . تمام سعیمو میکنم.[لبخند] ممنون بابت مطالب مفیدی که گذاشته بودی[ماچ]

ابراهیم

ستاره عزيز از عنوان اين مطلب خوشم اومد ولي فعلا نظري نميدم تا بعد اومدم كه خبر بدم لينكت كردم به اسم " امروز من ( ستاره ) " بازم تا بعد

محمد

جالب بود دستتون در دنکنه

ستاره

سلام ستاره جون. با یه پست جدید به روزم و خیلی دوست دارم نظرت رو بدونم.....

فرهاد

دست آویـــز بیـــــــــــــــــگانه! آشوبگــــــــــــــــــــر! ناآگاه فـــــــــــــــــــریب خورده! ای مخـــل امنــیت اجتمــــــــــــــــــــاع! جاســـــــــــــوس! روشنفکرنمــــــــــــــــــــــــا! خودفروختـــــــــــــــــــــــــــه! دانشــــــــــــــــــــــــــــــــــــــجو! روزت مبارکـــــــــــــــــــــــــــــ!

ممول

معلومه کجائی ستاره خانوم؟

آتنا

ستاره جونم یه عکس کوچیک از خونم گذاشتم اگه دوست داشتی بیا ببین

محمد

از ماه پرسیدم که چرا قامتت خم است / آهی کشید وگفت ماه محرم است. التماس دعا