لحظه ایی برزخ

http://www.blogsky.com/users/blogs/logo/metafizik.gif                   

                                                                        http://www.blogsky.com/users/blogs/logo/metafizik.gif

اومد تو اتاقم

گفت منو میشناسی؟؟ نگاهش کردم و گفتم : قیافه ات برام آشناست اما دقیقا" یادم نمیاد؟؟

گفت : من سه سال قبل اومدم پیش شما و به من گفتی پرونده ات بسته شده و من 3 ساله دارم سختی میکشم و کار میکنم تا دوباره پرونده ام به جریان بیفته..

سریع فایلشو کشیدم بیرون و شروع کردم مثل همیشه به بررسی ..ترس تمام وجودمو گرفت یعنی اشتباه من باعث شده بود که سه سال از زندگی یه جوان هدر بشه ؟؟ دیگه یادم رفت که چقدر وسواس دارم تو کارم و چقدر سعی میکنم تا اخرین لحظه مواظب باشم ..با یه نگاه سرسری اول تمام تقصیرها رو متوجه خودم دیدم و یک لحظه مثل برق از سرم گذشت که اگر بخوام جبران کنم چی باید بگم بهتر نیست تا دیر نشده ازش حلالیت بطلبم و ازش بخوام منو ببخشه..اما با چه زبونی؟؟

خداییش ترسیدم یک لحظه حس کردم قیامته و من باید جواب بنده ایی از بندگان خدا رو بدم ....مغزم کار نمیکرد...حالم بدشده بود...خودش شروع کرد به توضیح قضایا.. تازه فهمیدم که این پرونده قبلا" مربوط به من نبوده و من در آخرین لحظه ها با نامه مافوقم جوابی رو دادم که باید میدادم....

وقتی خودش گفت: البته تقصیر شما نبوده و شما نامه ایی رو تو پرونده ام دیدید که جوابش این بود تازه تونستم دست و پامو جمع کنم و مغزم به فکر افتاد که بیشتر بررسی کنم وقتی که تمام پرونده رو بازبینی کردم تازه فهمیدم که من باعث و بانی مشکلات اون طرف نبودم تازه خیالم راحت شد.. اون تمام درد و دلهاشو کرد و رفت دنبال بقیه کارهاش اما من موندم و یه تیک بزرگ تو ذهنم که چقدر سخته ..چقدر جواب دادن و میزان خدا سخته اگر راه جوابی نداشته باشی چقدر سخته

خدایا چقدر سنجیده و نسنجیده حق و ناحق کرده باشم؟؟ نمیدونم

تا آخر شب حالم بدبود و فکرم مشغول ..هزاران بار خدا رو شکر کردم که بخاطر وسواس کاری و تلاشم بخاطر  انجام بهترکارم اشتباهم رو شاید شاید شاید کمتر کرده باشه

اما باور کنید خیلی اوقات خودمون هم نمیدونم چکار کردیم یا چطور قضاوت کردیم

کجا دل شکستیم یا کجا عقلمون رو بخاطر احساسمون زیر پا گذاشتیم

بنظرم انسان خیلی وسیع و پیچیده تر از اینی هست که ما خودمون میبینیم و هرچند که خدا کریمه و بخشنده اما خودمون هم باید نکته سنج تر باشیم و دقیق تر 

حس میکنم همیشه باری به هر جهت زندگی کردم و فقط گذروندم و گذاشتم که بگذره سعی نکردم حتی خودمو و خدامو خوب بشناسم و روزی از این کار پشیمون میشم که دیگه دیره

مواظب خودتون و دلهاتون باشید .. مواظب اطرافیانتون و دلهاشون باشید

مواظب باشید که شریک زندگیتون ..دوستتون ...مادرو خانوادتون هرکدوم باری بر دوش ما دارند که وظیفه داریم روزی جوابگوی حداقل عشقی باشیم که نثارمون کردن

وحس جالبیه لحظه ایی برزخ ... لحظه ایی حساب کتاب و خیلی خوش هست اون لحظه ایی که بخودت بگی من بدنکردم و پاکم

داشتم فکر میکردم که ما مسئولیم حتی در قبال دوستی که بهش میگیم دوست دارم

مسئولیم درقبال لحظه ایی که نگاه تند و نامهربانانه ایی از سر غیظهای بیخردانه به هم میکنیم و بهتره که  قسمت بخشیده شده  از روح مهربون خالقمون رو در خودمون  صاف و زلال نگه داریم و با پلیدیهای این دنیا ناپاکش نکنیم

وسعت قلبهامون به اندازه دریاهاست .. عمق این دریا رو اونقدر شفاف نگه داریم که هر کسی نگاهش کرد بتونه انتهاشو ببینه

                                                                                                        

http://www.blogsky.com/users/blogs/logo/metafizik.gif

/ 7 نظر / 21 بازدید
امین

سلام[گل] ممنونم از کامنت زیبات.ازدلگرمیت وهمه ی دقت نظری که داری. دیدم مطلب جدیدی گذاشتی .بدقت خوندمش و حسابی دلم برای خودم تنگ شد.

سهیل اجتهادی

خوبه که تو سیستم اداری ما هنوز وجدان وجود داره این سیستمها متاسفانه انسانو فسیل میکنه تو سیستم قضایی هستی ؟

ممول

به نکته ظریف و مهمی اشاره کردی شروع به خوندن مطلبت که کردم و تا به آخرش برسم حتی خودم رو توی برزخ هم دیدم خیلی به جا بود ممنون ستاره عزیزم.

بهمن

سلام دیروز اومدم خوندم شاید دو بار ولی وقتی تمرکز نداشته باشم نمی تونم نظرمو بنویسم[ناراحت] امروزم خوندم دو بار خوندم و با دقت بیشتر[لبخند] شاید بازم بخونم انصافا از اینکه اون روز بهتون گفتم شیوه نوشتنتون رو عوض نکنید و مثل قبل بنویسید وممول خانمم تایید کرد خیلی خوشحالم نوشته هاتون و بیان احساسات پاکتون خیلی با گذشته فرق کرده[دست] وواقعا به نکته خیلی زیبائی اشاره کردید حق الناس چیزی که خدای مهربون هم بخودش اجازه نمیده که ببخشه اینکه میگن خدا امکان داره همه گناهان رو ببخشه و لی حق الناس رو نه و نکته ظریف دیگه ای که بهش اشاره کردید اینه که هر گز فکر نکنیم همش دیگران هستن که حق الناس بر گردنشونه شاید ما هم از روی غفلت و ..........حق دیگران بر گردنمان باشه و چقدر خوبه تو این روزهای ماه مبارک یه مقدار به ذهنمون فشار بیاریم و از خدا بخواهیم که کمکمون کنه حق دیگران رو ادا کنیم [لبخند][گل][گل]

امین

سلام[گل] خدایا قلب مارا چنان وسعتی ببخش که همه را دوست بداریم و خود را برتر از دیگران نشماریم خوندن مطلب زیبات و دل تنگی دلم داره کاردستم میده.

ستاره

سلام...هروقت می ام اینجایه حس غریبی بهم دست میده..خیلی قشنگ مینویسی وحرفتومیزنی...به دلم میشینه....این حسی که توداری منم الان درگیرشم....خیلی حس بدیه...دچارژوچی شدم...نمیدونم...کاش توومن هر2 ازاین حس دربیاییم...وبتونیم راه اصلی رابریم....عیدتم مبارک...[قلب]

یک دوست

سلام . نهایت تلاش و دقتم را می کنم هیچ کسی را نرنجانم و حقی را برگردنم نگذارم همیشه به این مسئله فکرمی کنم که اگر دراین دنیا نبودم بگن آدم خوبی بود خدا بیامرزدش و تنها کسی که توی این راه میتونه کمکمون کنه خداست . فعلا